کانت در ایران :: سید مجید کمالی

979
مختصری درباره کانت و فلسفه‌اش:
فلسفه کانت مبدأ تاریخ جدیدی در اندیشه غربی است. به گفته امیل بریه از پایان قرن هجدهم تاکنون به جرأت می‌توان گفت که هیچ اندیشه ای در فلسفه نبوده که مستقیماً یا به طور غیرمستقیم از فلسفه کانت نشأت نگرفته باشد، به طوری که اگر کسی فلسفه کانت را درست بخواند و اصول آن را خوب بفهمد، کلید اندیشه‌های فیلسوفان بعد از او، از هگل و مارکس گرفته تا متفکران معاصر انگلیسی و اگزیستانسیالیست‌های آلمانی و فرانسه، متکلمان معاصر غربی و اصحاب مکتب فرانکفورت و دیگران به دستش آمده است. هایدگر با گفتن این عبارت که «کانت بر زندگی همه ما سایه افکنده است» ضمن ارج نهادن به مقام والای وی، گستره تأثیرگذاری کانت را از حیطه معرفت فلسفی فراتر می‌برد.
اما فلسفه کانت بر آمده از بحرانی ژرف و در واقع تلاش برای صورت بندی و رفع آن است. این بحران چه بود؟ به طور خلاصه می‌توان گفت که روزگار کانت مصادف بود با کشفیات دانشمندان علوم طبیعی در فیزیک و شیمی و اخترشناسی و نیز تطبیق ریاضی بر علوم. به طور کلی چنین حوادثی جهان بینی اروپاییان را از بیخ و بن دگرگون ساخته بود. از سوی دیگر در حوزه فلسفه، آراء دکارت به ایجاد دو مکتب مغایر در فلسفه انجامیده بود. عقلگرایان مفهوم تصورات نظری و گرایش‌های ایده آلیستی فلسفه او را بسط داده و به این نتیجه رسیده بودند که شناخت آدمی تماماً از تعقل نشأت می‌گیرد. به عکس، تجربه گرایان به جنبه مادی فلسفه دکارت توجه کردند و منشاء نهایی تمام معرفت آدمی را حس و تجربه دانستند. ظهور این دو دیدگاه نتیجه ای جز بن بست نداشت. از آن جا که عقلگرایان هر چیزی را جلوه ای از حقیقتی مطلق و واحد معرفی می‌کردند، جایی برای مشاهده و تجربه و کارعملی باقی نگذاشته بودند. همچنین با بسط اندیشه تجربی مسلک، که با هیوم به اوج خود می‌رسد، پایه‌های تعقل و فلسفه اولی و اساس نظری علوم متزلزل شده بود. با انکار مفهوم علیت نزد هیوم، دیگر صورتبندی قوانین کلی علمی امکان پذیر نبود؛ به طوری که شکاکیت هیوم اساس نظری دانش آدمی را با خطر نابودی روبرو ساخت. کانت بر آن بود تا شالوده علوم و اندیشه علمی را از تأثیر مخرب شکاکیت هیوم برهاند و معرفت بشر را برپایه ای خلل ناپذیر استوار سازد. در واقع تلاش کانت در «نقد عقل محض» برای رهایی از چنین بحرانی بود.
اگر از جنبه دیگری به این مسئله نظر اندازیم، وجود چنین بحرانی البته خود موهبتی گرانبهاست. این که تمدنی زمینه هایی برای ایجاد بحران در تفکر داشته باشد، نشانه پویایی اندیشه در آن است؛ چرا که همه امکان‌های معرفتی بسط یافته اند و بن بستی پدید آمده است که رهایی از آن انقلابی عظیم می‌طلبد. آن چه از کانت شایسته آموختن و توجه فراوان است، بویژه برای محققین کانت پژوه ایرانی که هدف اصلی این مقاله اهتمام به این مسئله است، شیوه مواجهه وی با این بحران و نیز شهامتش در این رویارویی است: یعنی شهامت و جرأت اندیشیدن داشتن.
نکته دیگر این است که فلسفه کانت می‌تواند برای ما نسبت به فلسفه سایر متفکرین غربی سودمند تر باشد. تفکروی به دلایلی می‌تواند ما را از پریشان گویی و متناقض گویی دور بدارد، حالتی که به خاطر سردرگمی‌های فکری و معرفتی زیاد تجربه می‌کنیم. کانت حد و حدود معرفت و نیز نیروهای فهم را به ما شناساند. وی با تحقق انقلاب کپرنیکی خود،و این که موارد شناسایی یا ابژه‌ها را نسبت به معرفتمان تنظیم کنیم نه معرفتمان را با اثرها، موفق می‌شود صور پیشین ذهن را بشناساند. وی با شناساندن این صور نشان می‌دهد که عقل نمی تواند از حدود معینی فراتر برود بی آن که به ورطه هذیان گویی درافتد یا به تناقض گویی‌های لاینحل منجر شود.کانت پژوهی در ایران
اولین بار نام کانت در آثار فلسفی ایران در کتابی به نام «بدایع الحکم» برده می‌شود. این کتاب در واقع پاسخ ملاعلی زنوزی به سئوالات بدیع الملک میرزا از شاهزادگان قاجار است که در سال ۱۳۱۴ قمری در تهران منتشر می‌شود. بدیع الملک جمیعاً هفت سئوال طرح می‌کند. آقا علی مدرس در پاسخ به سئوال هفتم اشاراتی به آرای فیلسوفان جدید غرب و از جمله دکارت و کانت دارد. البته شناخت آقا علی مدرس از آرای کانت بسیار محدود و اندک بود و به طور کلی پاسخ‌های او براساس سنت فلسفی ایرانی- اسلامی استوار است. به عبارت دیگر سئوالات بدیع الملک میرزا تلاشی به منظور آشنایی فلسفه صدرایی با فلسفه کانتی است که متضمن نوعی برخورد تحلیلی میان سنت فلسفی ایرانی- اسلامی با فلسفه جدید اروپا می‌باشد.
البته در شرحی که شیخ محمود کرمانی بر آرای دکارت نگاشته است نیز اشاراتی به کانت شده است. این موارد بیانگر آشنایی بسیار کم ایرانیان در آن دوره با افکار کانت و به طور کلی فلاسفه غربی است. در دوران انقلاب مشروطه نیز منورالفکران ایرانی بیشتر به آراء و افکار متفکرانی چون ولتر و منتسکیو دلبستگی داشتند و کمتر به آشنایی با فلسفه کانت تمایل نشان می‌دادند.
اما در سال ۱۳۱۵ شمسی مرحوم حسن وثوق (وثوق الدوله) گفتار کوتاه و سودمندی در مدرسه معقول و منقول درباره کانت ایراد می‌نماید که بعدها در مجله ای به نام چهارفصل (تهران- ۱۳۶۱) به کوشش علی وثوق انتشار می‌یابد. در همان سال مرحوم ابوالحسن شعرانی در کتابی تحت عنوان «فلسفه اولی یا مابعدالطبیعه» به بحت مقولات فاهمه کانت اشاره مختصری می‌نماید.
جدی ترین و در واقع نخستین آشنایی قابل ذکر ایرانیان با فلسفه کانت ،و البته سایر فلاسفه جدید غرب، با انتشار کتاب «سیر حکمت در اروپا» به قلم محمدعلی فروغی صورت می‌گیرد که هنوز هم ارزش این کتاب در بین اهالی فلسفه محفوظ است. وی در جلد دوم از سه جلد این مجموعه به شرح زندگانی و سیر تحول اندیشه کانت می‌پردازد. فروغی در این قسمت به بیان اندیشه کانت درباره «نقادی عقل مطلق نظری» و «تحقیقات کانت در علم اخلاق و نقادی عقل مطلق عملی» می‌پردازد. با چاپ این اثر، کانت شناسی در ایران وارد مرحله جدیدی می‌شود. همچنین از نکات مهم و قابل ذکر در مورد این کتاب، تلاش برای معادل یابی فارسی برای واژگان و اصطلاحات لاتین است که با توجه به پیشینه فلسفه اسلامی و واژگان مخصوص به آن و لزوم تطبیق آن‌ها با اصطلاحات لاتین و جدید، کاری بس دشوار به نظر می‌آید. جعل واگانی همچون «درون ذات» و «برون ذات» برای واژگان «سوژه» و «ابژه» و همچنین «اعراض» و «ذوات معقول» برای «فنومن» و «نومن» از جمله این کوشش هاست.
در مجموع فروغی در این کتاب «شرحی مختصر اما وفادار و صحیح از فلسفه کانت ارائه کرده که تا حدود چهل سال مهم ترین منبع عمومی فلسفه کانت برای دانشجویان ناآشنا به زبان‌های اروپایی بوده است» .
بعد ازاین شاهد ترجمه تاریخ‌های فلسفه غرب در ایران هستیم که به صورت مستقیم به شرح آثار کانت می‌پردازند. از آن جمله ترجمه بخش کانت کتاب «فلاسفه بزرگ» به قلم آندره کرسون در سال ۱۳۲۶ شمسی و نیز ترجمه «تاریخ فلسفه ویل دورانت» به سال ۱۳۳۵ شمسی و همچنین ترجمه «تاریخ فلسفه غرب» برتراندراسل در سال ۱۳۳۹ قابل ذکر است. اما مهم ترین تاریخ فلسفه غرب که در ایران ترجمه شده است، تاریخ فلسفه کاپلستون است که با ترجمه بخش کانت آن شرحی مفصل و دقیق از آرای کانت در اختیار فارسی زبانان قرار می‌گیرد.
نخستین کتاب کانت که مستقیماً از زبان آلمانی به فارسی برگردانده شد،کتاب «نقد عقل محض» است. این کتاب تحت عنوان «سنجش خرد ناب» و با ترجمه دکتر ادیب سلطانی در سال ۱۳۶۲ به خوانندگان ایرانی عرضه شد که به رغم تلاش‌های ارزشمند مترجم، متأسفانه سبک و شیوه ای که در ترجمه این کتاب به کار گرفته شده، مطالعه و فهم آن را دشوارتر از متن اصلی کرده است. بنابر آن چه که مترجم محترم در مقدمه ذکر نموده است، سعی ایشان این بوده است که نثری در فارسی برگزیند که دست کم ویژگی‌های نثر متن اصلی را بازتاباند: «اگر کانت اکنون در تهران می‌زیست، چگونه می‌نوشت؟» و نیز به این موضوع توجه داشته اند که «کانت چه گفته است؟» نه این که «کانت چه می‌بایستی می‌گفت؟» . از واژگانی که ایشان برای اصطلاحات آلمانی به کار گرفته اند می‌توان به واژگان ترافرازنده (متعالی)، آهنجش (انتزاع)، درون آخته (سوژه)، برون آخته (ابژه) و هستومند (موجود) اشاره کرد. هر چند این شیوه ترجمه مشکلاتی برای خواننده در درک مطالب به وجود می‌آورد، اما از مزایای آن این است که از مفاهیم متداول فلسفی که پیشاپیش برای خواننده بدیهی است، آشنایی زدایی و وی را وا می‌دارد با دقت در مفاهیم، به فهم عمیق تری از مطالب مندرج در این کتاب دست یابد.
بعد از چاپ این کتاب، کتاب‌های دیگری از کانت همچون تمهیدات، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، نقد قوه حکم، دین در محدوده عقل تنها و… ترجمه و در اختیار فارسی زبانان قرار می‌گیرد.
کتاب «تمهیدات» در سال ۱۳۶۷ با ترجمه دکتر حداد عادل به بازار کتاب ایران عرضه می‌شود. این کتاب ترجمه فارسی «پروله گومنا» ی کانت است که پس از کتاب «نقد عقل محض» دومین مرجع و مأخذ فلسفه نظری کانت محسوب می‌شود. سئوال اصلی این کتاب این است که «مابعدالطبیعه به عنوان یک علم چگونه ممکن است؟» . مسئله کانت، مسئله مابعدالطبیعه است. وی از مقایسه وضع علم با مابعدالطبیعه و از مشاهده سرگردانی مابعدالطبیعه در مقابل رواج و رونق بازار علم، سخت نگران بود. نگرانی او از آن جهت بود که می‌دید اغراض اصلی مابعدالطبیعه یعنی وجود خدا و اختیار و خلود نفس در معرکه معرفت بشری به شکست دچار شده و رو به انزوا می‌رود و اخلاق چون علمی نیست و نمی تواند باشد متزلزل گشته است، این است که به صورتی جدی مابعدالطبیعه را به نحوی که تا روزگار او معمول و مرسوم بوده به سئوال می‌کشد و درآن تردیدروامی دارد و می‌کوشد تا آن عیب اصلی و بنیادی مابعدالطبیعه را که منجر به ورشکستگی آن شده پیدا کند. کتاب فوق الذکر با قلم شیوا و روان دکتر حداد عادل به فارسی برگردانده شده است.
کتاب مهم دیگر کانت، «نقد قوه حکم» است که با برگردان شایسته و در خور تحسینی توسط دکتر رشیدیان در اختیار پژوهشگران فلسفه کانت قرار گرفته است. در مقدمه مترجم می‌خوانیم که کانت در نقد اول قائل است که ظاهراً طبیعت به مثابه پدیدار یگانه عینی است که می‌توانیم از آن شناخت دقیق و متقن حاصل کنیم. اما حوزه‌های دیگری نیز هست که شایسته توجه اند و یک فلسفه کامل نه تنها نظر و منطق بلکه عمل و زندگی را نیز در بر می‌گیرد. از این رو نقد عقل عملی به نگارش در می‌آید که در آن آموزه اختیار انسان در تباین کامل با ضرورت قوانین طبیعی بسط داده می‌شود. در وهله اول چنین به نظر می‌آید که این دو اثر کل حیطه فعالیت بشری را می‌پوشانند؛ زیرا هم منشاء معرفت را پژوهش می‌کنند و هم شروط زندگی عملی را باز می‌نمایانند و نشان می‌دهند که قوانین اختیار در قلمرو خویش همان قدر صادق اند که قوانین ضرورت در طبیعت. اما باز چیزی باقی می‌ماند که این دو نقد به آن نمی پردازند: احساس، که تا بدین حد در زندگی و تجربه بشری مؤثر است. پس شناخت، احساس و میل سه نحوه آگاهی هستند و اگر به طور کلی احساس واسطه میان ادراک یک عین و میل به تصاحب آن قرار می‌گیرد و اگر فهم همان قوه شناخت و عقل همان قوه میل است، در این صورت قوه حکم همان قوه ای است که به احساس لذت و الم مربوط می‌شود. موضوع نقد سوم، نقد قوه حکم است و همان حلقه واسطی است که دو جزء دیگر فلسفه انتقادی را در وحدتی نوین پیوند می‌دهد.
صرف نظر از موارد فوق که در واقع خلاصه ای از هدف نشر کتاب نقد قوه حکم توسط کانت بود، این کتاب به لحاظ ترجمه از این مزیت برخوردار است که به واسطه تسلط مترجم دانشمند آن، غیر از متن آلمانی به ترجمه‌های انگلیسی و فرانسه آن هم توجه شده است.
کتاب دیگری از کانت که به فارسی ترجمه شده و مورد توجه محققین این حوزه در ایران قرار گرفته است، کتاب «دین در محدوده عقل تنها» است که با ترجمه دکترمنوچهر صانعی دره بیدی در سال ۱۳۸۱ به بازار کتب فلسفی راه یافت. به طور کلی این کتاب شرح مقابله خیر و شر در وجود انسان و بروز آثار این دو انگیزه در رفتار او و امید به پیروزی نهایی خیر بر شر در وجود انسان و در افعال اوست. این کتاب تنها از چهار فصل و دو مقدمه بر چاپ‌های اول و دوم آن تشکیل شده است. در فصل اول سخن از بنیاد شر در طبیعت انسان است. به زعم کانت شر به عنوان فساد روح باید امری عارضی و ثانوی باشد و انسان باید بتواند در طول تاریخ سلامت روحی اولیه خود را باز یابد. در فصل دوم از تضاد میان دو اصل خیر و شر در وجود انسان سخن رفته است. در فصل سوم غلبه خیر بر شر به عنوان برقراری حکومت الهی بر زمین مورد بحث واقع شده است. در فصل چهارم کتاب، معنای خدمت دین یا خدمت در دین حقیقی مورد بحث واقع شده است. در این بخش دین به دو قسم وحیانی و طبیعی تقسیم شده است.
غیر از کتبی که به قلم کانت بوده و در ایران ترجمه شده اند، آثار شارحانی از قبیل کورنر، آپل، هارتناک، اسکروش و یاسپرس نیز به فارسی منتشر شده و فهم آرای کانت را آسان تر کرده اند.
کتاب «فلسفه کانت» نوشته اشتفان کورنر که با ترجمه عزت الله فولادوند در اختیار خوانندگان قرار گرفت، شامل تمام مباحث مطرح شده در فلسفه کانت است. به زعم مترجم محترم این کتاب، این اثر در میان انبوه کتبی که درباره کانت وجود دارد، از نظر نظم و دقت و ایجاز و وضوح عبارت و جامعیت کم نظیر است. همچنین کتاب «نظریه معرفت در فلسفه کانت» به قلم هارتناک و با ترجمه دکتر حداد عادل می‌تواند منبع خوبی برای آشنایی دانشجویان فلسفه با فلسفه نظری کانت باشد. از امتیازات این کتاب اولاً حجم و اندازه کم آن است و ثانیاً بیان روشن و ساده مولف آن. کتاب دیگری که ذکر آن لازم است، کتاب کم حجم «فلسفه نقادی کانت» اثر دکتر کریم مجتهدی است. این کتاب با بیانی ساده و شیوا به رشته تحریر در آمده و به تحلیل فلسفه نقادی کانت می‌پردازد.
کتاب «جایگاه انسان در اندیشه کانت» به قلم دکتر صانعی دره بیدی تلاشی است برای شناساندن نظر کانت درباره انسان. این کتاب در هفت فصل تنظیم شده است که در آن‌ها به مباحثی همچون پیشینه تاریخی بحث ذات انسان، قوای انسان، استقلال انسان و… پرداخته می‌شود. به طور کلی انسان در اندیشه کانت موجودی است آگاه، مختار و مقتدر؛ و چون آگاهی و اختیار و اقتدار از صفات الوهیت است، در نظر او انسان موجودی است الهی. نگارنده سعی کرده است با تکیه بر منابع متعدد، مطلب جامعی را درباره موضوع فوق گردآوری و من حیث المجموع اثر فوق در حوزه کانت پژوهشی در ایران، اثری ارزشمند به شمار می‌آید.
کتاب دیگر «فلسفه سیاسی کانت» اثر سیدعلی محمودی است. این کتاب به جهت فقدان تحقیق مستقل درباره اندیشه سیاسی کانت در ایران، از اهمیت بالایی برخوردار است. مؤلف این کتاب در نگارش آن ۴ فرضیه را در نظر داشته است: ۱- اندیشه سیاسی کانت بر پایه فلسفه اخلاق و فلسفه نظری وی است. ۲- این اندیشه‌ها با هم ناسازگارند. ۳- این اندیشه‌ها فاقد عینیت و کلیت بوده و تحت تأثیر تحولات اروپا و دولت پروس بوده است. ۴- به علت پراکندگی متن‌های فلسفه سیاسی کانت، ویژگی‌های لازم را به عنوان نظریه دولت ندارد. از دیگر نکات قابل ذکر در مورد این کتاب، بحث درباره نظر کانت در عدم امکان تفکیک جوهری دین از سیاست است. ولی کانت اعتقاد دارد بین نهادهای دین و سیاست باید رابطه ای دموکراتیک وجود داشته باشد. این کتاب هر چند به صورتی جامع تنظیم شده است، با این حال فاقد نظریه‌های انتقادی درباره تلقی کانت از سیاست است.
حجم کتب منتشره در سال‌های اخیر در ایران رشد چشمگیری داشته است، به طوری که ذکر تمام آن‌ها در این نوشتار ممکن نیست. با این وجود هنوز نسبت به کارهایی که در این حوزه باید انجام شود، راه کوتاهی پیموده شده است. عنوان بعضی از این آثار رامی آوریم: درس‌های فلسفه اخلاق کانت، متافیزیک و علوم دقیقه در کانت، شهود و قضایای تألیفی ما تقدم در فلسفه کانت، فلسفه حقوق کانت، فلسفه تربیتی کانت.
غیر از عرصه کتاب، کانت پژوهی در میان دانشجویان فلسفه از رونق بالایی برخوردار است،به طوری که تعداد بیشتری از ایشان یکی از موضوعات مربوط به فلسفه کانت را برای رساله کارشناسی ارشد یا دکتری بر می‌گزینند و از این لحاظ محبوب ترین فیلسوف در ایران است. تعداد زیاد رسالات مربوط به کانت می‌تواند نویدبخش افقی روشن برای تحقیقات کانت شناسی باشد. تحقیقات با رویکرد تطبیقی (فلسفه اسلامی و فلسفه کانت) نیز می‌تواند نتایج مطلوبی برای احیای تفکر بومی به دنبال داشته باشد.
منبع: روزنامه همشهری ۲۳ بهمن ۸۴

منبع:http://nasour.net

گردآوری:دینگ لند

لینک کوتاه:https://1sl.ir/XzNJB